شاه پسرم، کیاراد

شیرین کاری‌های شاه پسرم

شاه پسرم، کیاراد قندعسلم، خیلی خیلی شیرین زبان و شیرین رفتار هستی عزیزم. چند نمونه از شیرین کاریهات که قند تو دل همه آب میکنه برات مینویسم. موبایل یا گوشی تلفن را میگیری و در گوشت میزاری (معمولا پشت و رو) و شروع به صحبت میکنی. تا صدای آهنگ میاد شروع میکنی به خوندن. نمیدونی چقدر باحالی آدم میخواد درسته بخوره تورا. جالب اینه دقیقا با ریتم هم میخونی و اگه آهنگ شاد باشه همراش دست هم میزنی. هر پارچه ای که به دستت میرسه بزرگ و کوچک سریع میکشی روی سرت و دالی بازی میکنی. البته میگی "دادا" به جای دالی. البته اینکار را از 8 ماهگی میکنی و وقتی من میگم دالی با کلی ذوق میخندی جیگر مامان. یک حرکت ابداعی هم داری که وقتی آشغال روی زمین...
9 بهمن 1393

جشن دندونی و اولین شب یلدا

شاه پسرم، کیاراد جان مامان، 30 آذر 93 مصادف بود با اولین شب یلدای عشق من. دوست داشتیم که برات یه جشن کوچولو بگیریم چون مرواریدهای قشنگ و ارزشمندت هم روییده بود و ما هنوز تنونسته بودیم برات جشن دندونی بگیریم تصمیم گرفتیم دو تا مراسم را توی یک شب برگزار کنیم. خیلی شب قشنگ و خاطره انگیزی بود.   تزئینات جشن دندونی:   کیاراد جان و کیک دندونی:   اولین شب یلدای شاه پسرم: ...
5 بهمن 1393

300 روز دوست داشتنی

شاه پسرم، کیاراد جانم دیروز یعنی 4 بهمن 93 مصادف بود با 300اُمین روز تولدت. برای همین ماهم یک کیک خریدیم و رفتیم خونه خاله مریم چون اونا برای جشن دندونی تو نتونستند بیان ما رفتیم اونجا که با اوناهم عکس داشته باشیم. خیلی خوش گذشت. انشاالله که 300 سالگیت را جشن بگیری نازنینم.    ...
5 بهمن 1393
1